صفحه ها
دسته
توجه
دختر پرستار زیبای مسیحی(5مطلب)
{ یتیم نوازی ممنوع ؟نماز.دعا. آش رشته.غیبت آزاد}
www.qaraati.ir
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 47442
تعداد نوشته ها : 48
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

کمیته امداد امام خمینی اراک (تعهد یا عدم تعهد )

بیوه زن با یک دختر ده ساله(می خواست یتیم نشود)

 سالها بود که فکر می کردم دیگر محتاج ومحروم در جامعه وجود ندارد کمیته امداد امام خمینی خدمات گذار صدیق خواهد بود که نمی گذارد دست نیاز کسی از خوان نعمت کمیته کوتاه بماند سالها  آنچه در حد توانم بود درون این صندوق های کنار خیابان می ریختم سالها بود که ناچیز صدقات خودرا به پیران واز کار افتاده های فامیل هم نمی دادم با خودم فکر می کردم لابد کمیته بهتر می داند به افراد نیاز مند می دهد  اینها که کنار خیابان هستند گدا های پولدارند که قصد عوام فریبی دارند مستحق نمی باشند مستحق آنهایند که زیر پوشش کمیته هستند ازکشور بزرگ ایران تا کمک به مردم فلسطین ولابد آفریقا وسیاه پوستان وسرخ پوستان آمریکا  سالها با افرادی که مخالف خوانی با کمیته می کردند برخورد می کردم آنهایی که می گفتند در این مملکت آنقدر محروم هست که نباید به افغانی وفلسطینی کمک کرد آری تعصب خاصی داشتم .                                                                                       تا اینکه  تقدیر رقم خورد درون محله شیک با ساختمانهای بلند ومجلل وبا ماشینهای صفر رقم به رقم درون کوچه  درون  زیر زمین  نم دار ومرطوب وکوچک  یکی از این ساختمانها بیوه زن سیدی با یک دختر بجه کلاس چهارمی زندگی خودرا شروع کرده بود بدون اینکه همسایه ای بخود رنج دهد واندکی  در باره همسایه تازه وارد خود  تجسس کند البته بااین دعا وزیارتهای رنگارنگ و آش نذری ها بطور حتم تجسس از نظر این جماعت امری ناپسند وزشت است ود خالت در امور خانوادگی دیگران محسوب می شود وگناه کبیره است ولابد غیبت هم هست وحرام  بنده هم که حضور شما عرض ادب دارم سالهاست که خانواده ام وخودم را از اهالی کوچه مجزا کرده ام وحتی شرط ورود برای مستاجر هایم قرار داده ام که حق ندارند در این جماعت کوچه حضور یابند در صورت مشاهده سال بعد باید تخلیه کنند وبنگاه دار سر کوچه این را بخوبی می داند  اما ناخود آگاه خودم با یکی از اهالی کوچه ارتباط پیدا کردم ومستحق تخلیه شدم وشروع ان اینگونه بود که : در حالیکه ماشین خودم را با آب بیت المال که زحمت زیادی مسئولین برایش می کشند تا بدست ما برسد گردو خاک آنرا می شستم دختر ی کوچک وبا ادب یکی دوبار کنارم رفت وآمد کرد وسلام کرد دانستم از اهالی محله با ایمان ما نمی باشد متاسفانه گفت در محل شما مستاجریم درون زیر زمین زندگی می کنیم  پدر ندارم کلاس اول بودم که پدر جوشکارم را از دست داده ام 35 هزار تومان کرایه می دهیم فقط ماهیانه سی هزارتومان دیگر برای مخارج داریم مادرم در خانه های مردم کار می کند تا خرج خودرا بیاوریم پدر مادرم پیر مرد سیدی است که خودش وضع خوبی ندارد  همینطور در حال ادامه بود که نتوانستم تحمل کنم کودکی با این ادب ومعرفت با این خوش بیانی قدر دان مادرش درس خوان می گفت همه اش بیست می گیرم تا مامانم خوشحال شود                                                                                                                                خرج های زیادی برای نذری ها در کوچه بر گذار شد افراد زیادی به حج عمره رفتند وحاج آقا وحاجیه خانم شدند آنها طواف کعبه رفتند کعبه ای که از سنگ وگل است کعبه ای که ساخت ابراهیم دوست خداست مخارج تالار وغذای زیادی دادند اما در کنار آنها قلب کوچک این دختر بچه می طپید که کعبه خدا بود بدست خود خدا ساخته شده بود از جنس دل بود نه سنگ وگل حاجی آن خدا بود  می دیدم که با نگاه کودکانه خود به این جماعت می نگرد چه فکر می کرد خدا می داند فکر پدر از دست داده اش فکر کرایه خانه فکر نم ورطوبت فکر نداشتن کامپیوتر ورفاه فکر مامانش که از ساعت ده تا ساعت دوی بعد از ظهر می رود تا غذا وکارهای خانواده ای را آماده کند تا به او مقداری پول بدهند  چه مردم با محبت چه مسلمانهای خوبی چه حاجی های زیارت رفته ای دلم بحال کعبه می سوزد مادرم سالها پیش آنموقع که کودکی بودم برایم می گفت حجرالاسود یک فرشته با بالهای سفید بوده است که از آسمان به زمین آمده بوده است وحضرت ابراهیم آنرا درون دیوار گذاشته است او سیاه نبوده اما بواسطه دست های افراد که به او مالیده اند هرروز سیاه وسیه تر می شود مادر بیسوادم می فهمید  دل بعض آدم ها سیاه است وقتی دست به سفیدی بزنند سیاه می شود                                                              ()امروز دخترک را آشفته دیدم مثل این بود که می خواهد چیزی بگوید لحظه ای گوش دادم می گفت صاحب خانه گفته باید خالی کنید مامانم به تمام بنگاه ها سر زده همه جا کرایه گران است ما دونیم پول داریم دست صاحب خانه است  عمو خانه گیرمون نمی آید دختر کلاس چهارمی نگران کرایه واجاره نشینی آیا اگر امام علی(ع) بود هنوز کیسه به دوش شب ها درب خانه اشان را می زد آیا دنبال خانه می گشت  آیا چشم ودل نگران دخترک را از نگرانی خارج می ساخت  آیا برایشان نان می پخت شاید گذر امام علی به این کوچه نیفتاده است وشاید هم مریدان ایشان خبر ندارند که به او اطلاع دهند البته همه اهالی یکی دوبار به کربلا وزینبیه  هم رفته اند هر چه باشد فرزندان امام علی(ع) خبر دار شده اند با همه این اوصاف وقتی نگاه کردم متوجه شدم باطن خودم سیاهتر از همه است تصمیم گرفتم به کمیته امداد امام خمینی  کنار میدان امام حسین (ع) بروم وسنگ اینها را به دل بزنم حاج آقا ی حراست با کمال ادب وطمانینه جواب داد کمیته در حد مقدوراتش هم کرایه وهم کمک کرده است شاید کسی بخواهد شمال زندگی کند توان کمیته نیست دیدم چانه زدن بی فایده است وعطای حاجی آقا بر لقای او بخشیده برگشتم وفکر کردم چگونه در یکی از روستا ها به زنی که دارای چند دختر وپسر است  وحتی دختر یکی از پسرانش را هم به تحت تکفلی خود در آورده کمیته وام داده وخانه ساخته است  اما بیوه زن تنها  وسادات باید در بدر دنبال خانه برود وحتی پول پیش زیادی ندارد ای کاش بجای کمک به فلسطین وافغانی ها وافریقایی ها به این مردم رسیدگی کنند ای کاش بجای هزینه های درمان وجراحی ودلسوزی برای مردم غزه کمک به بیوه زنی می کردند که خودش با آبرو زندگی می کند کلفتی می کند وعار ندارد او هر روز به بنگاهی می رود وهر بنگاه داری نظری در باره اش دارد هر صاحب خانه ای نگاهی مجزا به او می کند آیا خانه ای مناسب پیدا می کند آیا وآیا ووووووو                                                                                                              حاجی آقا میز ریاست پا بر جا نمی ماند ثروت هنگفت ایران پایانی ندارد اگر بخواهی می توانی شما نماینده امامی هستید که گفت ملت ایران از مردم حجاز وکوفه بهتر هستند مردم از همه چیز خود گذشتند بیائید شما که مسئولیت دارید خودتان مامن باشید وبرای این افراد خانه پیدا کنید  لحظه ای که بر گشتم با خودم گفتم باید زنده بمانم تا زنم بیوه نماند تا دخترم نگاهش به صاحب خانه نباشد که کرایه اضافه کند تا نگاهش به بنگاهدار نباشد تا فکر نکند شبانگاهان مردی کیسه بدوش غذایش را بیاورد باید زنده ماند                 از امروز به بعد دیگر در صندوق کمیته امداد نصب شده درون حیاط خانه ام پولی نخواهم ریخت  می خواهم آنرا بر دارم وتقدیم خودشان کنم دیگر خودم می خواهم مستحق پیدا کنم حاجی آقا آیا اگر این دختر خودت بود باز آرام وآسوده دست به ریش های عطر زده خود می کشیدی ومی گفتی ما به اندازه لازم کمک کرده ایم آیا اگر زن خودت بود چی آیا امام خمینی اگر می دانست زنی در کشور اسلامی او اینگونه محتاج است وبا چنگ ودندان دختر کلاس چهارمی خود را بندان گرفته است چکار می کرد لابد به شما معرفی می کرد وشما هم می گفتید در حد توانمان کمک کرده ایم ونامه امام را بایگانی می کردید  نیست بودجه.  شاید هم حاج آقایی مثل شما نمی گذاشت نامه مشگلات بدست امام برسد کم کم یتیم بزرگ می شد خودش کار می کرد .  چه کسی مسئول است چه کسی پیگیر است  برادری کجاست عدالت علی(ع) چطوریه  خطبه امام علی(ع) در نهج البلاغه در مورد بیوه زنان وکودکان یتیم چیست  وای بر تو از یتیم وای بر تو از یتیم وای بر تو .......................................................... چگونه تو آرام کنار دخترت می خوابی در حالیکه نمی دانی این دخترک چگونه شب را به صبح می گذراند  دختری که نیاز به آرامش دارد ونباید نگران خرج وکرایه وخانه بدوشی باشد  حق یتیم یتیم نوازی آیا همه مثل من فکر می کنند که کمیته امداد همه کاری انجام می دهد اگر اینگونه باشد هیچ کس مقصر نیست ما هم نباید خودمان را سر زنش کنیم  یتیم هم حقی ندارد چشمش کور می خواست یتیم نشود  این مشگل خودش می باشد!               در صورتیکه فرد خیر اندیشی بخواهد آدرس ایشان را می دهم در قسمت نظرات آدرس وتلفن خود را یاد داشت کنید .نویسنده : شریف      

E-mail: abotlbz@gmail.com

دسته ها :
شنبه نوزدهم 2 1388
X